درمان افسردگی مزمن

اشتراک گذاری:

انواع روش‌های مناسب برای درمان افسردگی مزمن

مقدمه

در اکثر بیماران، دوره‌های افسردگی یا دوره‌های اپیزودیک افسردگی طی مدت زمان محدودی ادامه دارند. این علائم حداقل تا دو هفته ادامه دارند و طول درمان دارای میانگین زمانی حدود 20 هفته است. برای برخی بیماران با علائمی که بیش از دو سال ادامه یابند، این بیماری مزمن می‌شود. تفاوت‌ها بین افسردگی اپیزودی و مزمن فراتر از تفاوت تنها در دوره زمانی است. افسردگی مزمن باعث اختلالات عملکردی شده، خطر خودکشی را افزایش داده و معمولا همراه با سایر اختلالات روان‌پزشکی رخ می‌دهد و به همین علت درمان افسردگی مزمن اهمیت بسیار زیادی دارد.

در بیماران مبتلا به افسردگی مزمن نسبت به بیماران مبتلا به افسردگی اپیزودی، ضربه روحی روانی دوران کودکی و سابقه خانوادگی اختلالات خلقی بیشتری گزارش شده است. از آنجا که افسردگی مزمن در مقایسه با افسردگی اپیزودی مدت طولانی‌تری ادامه دارد و اغلب شدیدتر می‌باشد، لذا درمان آن نیز سخت‌تر است. عود بیماری نیز مشکل دیگری است.

حدود نیمی از بیماران مبتلا به افسردگی مزمن که به درمان افسردگی مزمن پاسخ می‌دهند (خواه اینکه درمان با داروهای ضدافسردگی یا روان‌‌درمانی و یا هر دوی این موارد باشد) اگر درمان خود را متوقف کنند، بیماری آن‌ها ظرف یک یا دو سال به طور مجدد عود خواهد کرد. به همین دلیل ممکن است برخی انواع درمان‌های نگهدارنده برای درمان افسردگی مزمن ضروری باشند.

نکات مهم برای درمان افسردگی مزمن

علائم در اپیزود افسردگی حاد حداقل دو هفته و در افسردگی مزمن حداقل تا دو سال ادامه می‌یابند. از آنجا که افسردگی مزمن اغلب شدیدتر از افسردگی عادی یا اپیزودی است، لذا درمان افسردگی مزمن نیز دشوارتر است. افسردگی مزمن چندین نوع دارد، اما همه آنها اثرات طولانی‌ مدت مشابهی بر سلامت و کیفیت زندگی دارند.

 درمان افسردگی مزمن - معرفی راه های درمان افسردگی مزمن - دکتر آل یاسین

انواع افسردگی مزمن

قبل از تشخیص بیمار مبتلا به افسردگی مزمن، مهم است که سایر وضعیت‌های پزشکی (نظیر بیماری تیروئید و اختلالات خواب) که ممکن است این علائم ناشی از آنها باشد، رد شوند و بیماری به درستی تشخیص داده شود. شناخت انواع افسردگی مزمن در انتخاب روش مناسب برای درمان افسردگی مزمن مهم است. چندین نوع افسردگی مزمن در منابعی مثل DSM-IV و یا در منابع پژوهشی شرح داده می‌شوند. گرچه برخی از انواع افسردگی متفاوت از یکدیگر هستند، ولی همه آنها بر سلامت و کیفیت زندگی، اثرات طولانی‌ مدت مشابهی دارند.

 درمان افسردگی مزمن - معرفی راه های درمان افسردگی مزمن - دکتر آل یاسین

اختلال افسرده‌خویی: تعریف اختلال افسرده‌خویی تکامل یافته است، اما DSM-IV آن را به عنوان نوعی از افسردگی مزمن با علائمی خفیف‌تر و کمتر که معیارهای افسردگی حاد را برآورد نمی‌کند توصیف کرده‌ است. اختلال افسرده‌خویی حدود 6 درصد از عموم مردم را در مراحلی از زندگی تحت تاثیر قرار می‌دهد، و 36% این افراد اساسا به صورت سرپایی درمان سلامت روان را دنبال می‌کنند.

زمانیکه تنها اختلال افسرده‌خویی رخ دهد (که گاهی اوقات "افسرده‌خویی محض" نامیده می‌شود)، نشانه آن خلق‌وخوی افسرده همراه با حداقل دو علائم اضافی افسردگی حاد می‌باشد. برخی محققان نشان می‌دهند که اختلال افسرده‌خویی ممکن است منجر به علائم شناختی مانند عزت نفس پائین شود، تصمیم‌گیری و تمرکز را مشکل می‌سازد و احساسات فراگیر نومیدی به شخص مبتلا دست می‌دهد، در حالیکه افسردگی حاد منجر به علائم نباتی مانند از دست دادن اشتها یا پرخوری، بیخوابی یا خواب مفرط و همچنین انرژی کم یا خستگی می‌شود. با اینحال اختلال افسرده‌خویی به ندرت به تنهایی رخ می‌دهد و اغلب به دنبال آن افسردگی حاد نیز اتفاق می‌افتد.

افسردگی مضاعف: گرچه این مورد در منابع مربوط به افسردگی مثل DSM-IV شرح داده نشده است، ولی سایر منابع افسردگی مضاعف را به عنوان اپیزود افسردگی حاد که حداقل دو سال پس از تجربه بیمار بزرگسال (یا یکسال پس از تجربه بیمار کودک یا نوجوان) از اختلال افسرده‌خویی رخ دهد تعریف می‌کنند. بیش از 75 درصد بیماران مبتلا به افسرده‌خویی در مراحلی از زندگی خود افسردگی مضاعف را تجربه می‌کنند. همچنین 25 درصد بیمارانی که درمان افسردگی حاد را دنبال می‌کنند به یاد می‌آورند که در گذشته افسرده‌خویی را تجربه کرده‌اند. محققان هنوز نمی‌دانند که آیا اختلال افسرده‌خویی نشانه اولیه افسردگی حاد است یا اینکه آنها اختلالات جداگانه ولی با علائم مشترکی هستند.

افسردگی حاد مزمن: بیماران مبتلا به افسردگی حاد مزمن حداقل به مدت دو سال همه معیارهای مربوط به یک اپیزود افسردگی حاد را دارند. متاسفانه این وضعیت رایج است. حدود 20 درصد بیماران که به افسردگی مزمن مبتلا شده‌اند طی دو سال و همچنین 12 درصد آنها نیز پس از پنج سال بهبود نیافته‌اند.

بهبودی نسبی: برخی بیماران پس از درمان افسردگی حاد همچنان علائم زیرآستانه و یا عود بیماری ظرف دو ماه تجربه را می‌کنند. ضمن اینکه این علائم خفیف‌تر ممکن است اختلال افسرده‌خویی را نشان دهند، ولی این الگو (علائمی که کمتر از دو سال پس از اپیزود افسردگی حاد باقی مانده یا رخ می‌دهند) به عنوان اپیزود افسردگی حاد در بهبودی نسبی تعریف می‌شوند.

علائم و نشانه‌های افسردگی مزمن

شناخت علائم این بیماری، نقش مهمی در درمان افسردگی مزمن دارد. مشخصات افسرده‌خویی شامل دوره‌ای تمدید شده از خلق‌وخوی‌ افسرده همراه با حداقل دو نشانه دیگر است، این نشانه‌ها ممکن است شامل بیخوابی یا پرخوابی، خستگی یا انرژی کم، تغییرات غذایی (کمتر یا بیشتر شدن)، عزت نفس کم یا احساسات ناامیدی باشند.

تمرکز ضعیف و تصمیم‌گیری دشوار نیز به عنوان سایر نشانه‌های احتمالی درمان می‌شوند. افسرده‌خویی خفیف ممکن است باعث شود تا افراد از عوامل استراس‌زای دوری کرده و به دلیل ترس از شکست فرصت‌ها را از دست دهند. در موارد شدیدتر افسرده‌خویی، افراد حتی از انجام فعالیت‌های روزانه نیز خودداری می‌کنند و سرگرمی‌ها و فعالیت‌های روزانه برای آنها چندان خوشایند نیست. تشخیص افسرده‌خویی ممکن است به دلیل ماهیت ظریف علائم دشوار باشد و بیماران اغلب در موقعیت‌های اجتماعی این علائم را پنهان می‌کنند، و این تشخیص علائم توسط دیگران را با چالش مواجه می‌کند.

علاوه براین افسرده‌خویی اغلب همزمان با سایر اختلالات روان‌شناسی رخ می‌دهد و این بویژه بدین دلیل که اغلب علائم اختلالات مشابه هستند تعیین حضور افسرده‌خویی را پیچیده‌تر می‌کند. در افراد مبتلا به افسرده‌خویی شیوع بیماری چندابتلایی بالا است. یکی از مشکلات خاص افراد مبتلا به افسرده‌خویی، رفتار خودکشی است. بررسی علائم افسردگی حاد (اختلال هراس، اختلال اضطراب فراگیر، سوءمصرف الکل و مواد و اختلال شخصیت) بسیار حائز اهمیت است.

علت‌های بروز افسردگی مزمن

هیچ علت بیولوژیکی که بطور یکسان با همه موارد افسرده‌خویی مرتبط باشد شناسایی نشده و این نشان می‌دهد که دلایل ابتلا به این اختلال گوناگون و متفاوت است. اما نشانه‌هایی مبنی‌بر برخی عوامل ژنتیکی مستعد ابتلا به افسرده‌خویی وجود دارد: "میزان افسردگی در خانواده‌های با اعضای مبتلا به افسرده‌خویی 50 درصد برای حمله اولیه این اختلال بیشتر است." سایر عوامل مرتبط با افسرده‌خویی عبارتند از: استرس، انزوای اجتماعی و فقدان پشتیبانی اجتماعی.

نتایج مطالعه‌ای بر دوقلوهای همسان و غیرهمسان نشان داد احتمال اینکه دوقلوهای همسان هر دو به افسردگی مبتلا باشند، نسبت به دوقلوهای غیرهمسان بیشتر است. این مطالعه از ایده‌ای مبنی‌بر اینکه افسرده‌خویی تا حدودی به شکل موروثی ایجاد می‌شود، پشتیبانی می‌کند.

درمان افسردگی مزمن به روش CBT

این درمان به بیمار کمک می‌کند تا شرایط را به روشی مثبت‌تر بهبود بخشند. از آنجا که ممکن است بیماران مبتلا به افسردگی مزمن دچار احساسات نومیدی نیز شده باشند، لذا ممکن است نسبت به حد معمول به تکنیک‌های CBT شدیدتری نیاز شود. یک بررسی اجمالی نشان می‌دهد که درمان (بجای هفته‌ای یکبار) دوبار در هفته انجام می‌شود، و هدف از آن این است تا رفتارها و فرآیندهای فکری به تغییرات بیشترین پاسخ را داده و شانس اینکه بیماران پیشرفت خود را ببینند افزایش یابد.

در طول درمان، بیمار مبتلا به افسردگی مزمن ممکن است اظهارات انتزاعی دراماتیک و خودشکنانه مانند "من بدترین دشمن خودم هستم" و "من کثیف هستم" بیان دارد، این موجب می‌شود تا بیمار بر چیزهای بخصوصی مانند جزئیات شرایطی یا مسئله‌ای تمرکزنماید.

درمان به روش CBASP

این روش که نوعی روش درمانی CBT است، توسط دکتر جیمز مک‌کالو در دانشگاه ویرجینیا کامن‌ولث ایجاد شده‌ است. تغییرات براساس این فرض است که شیوه تفکر، رفتار و برقراری ارتباط افراد مبتلا به افسردگی مزمن، درمان مرسوم را مشکل و دشوار می‌کند. آنها اغلب بر خودشان که غیرمشارکتی هستند و با کنترل احساسات خود مشکل دارند، تمرکز می‌کنند. همچنین آنها اغلب شرایط فعلی را به صورت بازگشت رویدادی منفی در گذشته و یا به صورت پیش‌درآمدی بر وضعیتی مشابه در آینده می‌بینند.

درمان CBASP شامل آشکارسازی و به چالش کشیدن این ادراکات و رفتارها است. برای مثال با استفاده از تکنیک شناخته شده با عنوان تحلیل وضعیت، درمان‌گر تلاش می‌کند تا به بیمار که به دلیل رویدادی مضطرب‌کننده در دنباله‌ای از رویدادها اندوهگین شده کمک کند، و سپس مراحلی که ممکن است پیامدی متفاوت داشته و بیمار رفتار و واکنش‌ها خود را تغییر داده پیدا کند.

مطالعه‌ای تصادفی کنترل شده از 662 بیمار که CBASP، نفازودون (سِرزون) یا ترکیبی از آنها را مقایسه کرده نشان می‌دهد که (با 48% بیماران پاسخ‌دهنده تنها به یکی از آنها) CBASP هم اندازه با داروها موثر و کارآمد است (ترکیب هر دو میزان پاسخ را به 73% افزایش می‌دهد). مطالعات پس از تشخیص درمان شامل زیرمجموعه‌ای از بیماران که به CBASP پاسخ داده‌اند و درمان را یکسال دیگر ادامه داده‌اند، نشان می‌دهد که نشست‌ها ماهانه CBASP به جلوگیری از عود بیماری کمک می‌کند.

درمان افسردگی مزمن به شکل میان‌فردی

 درمان افسردگی مزمن - معرفی راه های درمان افسردگی مزمن - دکتر آل یاسین

هدف از درمان میان‌فردی در معالجه افسردگی مزمن این است تا شیوه‌ای که بیمار خودش را درک کرده و می‌فهمد تغییر یابد، یعنی بیمار از شخصیتی با نقطه ضعف (ایده‌ای که پس از سال‌ها خلق‌وخوی افسرده ایجاد می‌شود) به کسی که مبتلا به بیماری مزمن ولی قابل درمان است تغییر یابد. همچنین این درمان به بیمار کمک می‌کند تا خشم خود را به صورت سازنده‌ای بیان کرده، و به شخصی اظهارکننده تبدیل شده و مخاطرات اجتماعی را بپذیرد.

استفاده از درمان میان‌فردی در افسردگی مزمن، تنها در تعداد مطالعات اندکی مورد بررسی قرار گرفته است. ولی این شواهد اولیه نشان می‌دهند که درمان میان‌فردی برای برخی بیماران کاربرد داشته و مفید است، اما به زمان طولانی نیاز دارد

درمان افسردگی مزمن با دارو‌های ضدافسردگی

در آزمایشات بالینی کوتاه مدت تحت کنترل، داروهای ضدافسردگی سه‌حلقه‌ای و مهارکننده‌های بازجذب سروتونین انتخابی برای درمان افسردگی مزمن مورد بررسی قرار گرفته‌اند. نتایج نشان می‌دهند که داروهای ضدافسردگی موثر هستند و هیچ داروی خاصی بهتر از دیگری نیست. مطالعات از شش تا 12 هفته ادامه داشته و گزارش شد که 45 تا 55 درصد شرکت‌کنندگان به دارو پاسخ داده‌اند (پاسخ به دارو معمولا به صورت 50 درصد کاهش علائم که توسط نمره مقیاس افسردگی همیلتون اندازه‌گیری شده تعریف می‌شود). اما تنها 25 تا 35 درصد بیماران مبتلا به افسردگی مزمن می‌توانند از طریق دارو (حداقل در کوتاه مدت) بهبود یابند.

ممکن است برای بیماران مبتلا به افسردگی مزمن قبل از بهبودی، استفاده طولانی مدت داروهای ضدافسردگی الزامی باشد. برای مثال در تحقیقاتی که در آن‌ها درمان فعال به مدت چهار ماه ادامه داشته است، 30 تا 40 درصد بیماران مبتلا به افسردگی مزمن کسانی که در ابتدای فاز درمان تا حدی پاسخگو بوده‌اند در پایان مطالعه بهبودی کامل یافته‌اند.

دیگر مطالعات نشان می‌دهند که استفاده از درمان نگهدارنده خطر عود بیماری را کاهش می‌دهد. از این‌رو برخی متخصصان بالینی توصیه می‌کنند که بیماران مبتلا به افسردگی مزمن برای افزایش شانس ماندگاری بهبودی، درمان را به مدت شش تا 12 ماه ادامه دهند.