مصطفی کریمی

دکتر مصطفی کریمی

(م – الف 35 ساله دکترای ادبیات فارسی):

✓ از سالیان نوجوانی همواره از شدت افکار هشدار دهنده ای که به ذهنم خطور می کرد آزرده می شدم. افکاری که هر زمان می خواستم دست به کاری بزنم سراغم می آمد، نگرانم می کرد و کنترلشان برایم سخت بود. چندین بار از طریق فعالیت های شخصی مختلف و یکبار از طریق مراجعه به روانپزشک در صدد تغییر این احوال بر آمدم ولی متاسفانه بهبود جزئی اتفاق می افتاد یا موقتا حالم بهتر می شد و دوباره بیشتر آن افکار سراغم می آمد. اواخر سال 98 بود که از طریق یکی از دوستان با آقای دکتر کریمی آشنا شدم و بااینکه چندان به تغییر شرایط خوشبین نبودم از ایشان وقت گرفتم. چیزی که ایشان در جلسه اول به من گفت تاثیر زیادی روی من گذاشت: ( این راه تغییر سخته، من همراه توام اگر بخوای و چیزی رو نمی توتم بدون اراده خودت تغییر بدم). انگار تلنگری برای من بود. با ایشان پیش رفتیم و من از اوایل دوره درمانی شاهد کاهش نشانه های آزار دهنده فکری و اضطراب بودم. بعد از 6 ماه درمان من به اتمام رسید و الان که یکسال از آن زمان میگذرد می توانم به جرات حال خود را خوب ارزیابی کنم. مهمترین نتیجه که من از شرکت در روان درمانی گرفتم، احساس عمیق افزایش کنترلم بر زندگی بود.

(الف – الف اقا 40 ساله – مهندس عمران):

✓ من قبل از آقای دکتر (کریمی) با یک روان شناس دیگه هم کار کرده بودم و نسبتا راضی هم بودم. ولی بعد از دو سال از پایان جلساتم با درمانگر قبلی، مشکلم که اضطراب زیاد و پرخاشگری بود، دوباره به سراغم اومد. نمی تونم بگم در حد قبل ولی آن قدری بود که در زندگی خلل ایجاد کنه.  بعد از شرکت در جلسات درمانی با آقای کریمی که روش متفاوتی با درمانگر قبلی من داشتند، الان احساس بهبودی زیادی دارم. اضطرابم کمتره و پرخاشگری تقریبا می تونم بگم دیگه نیست. از ایشان واقعا ممنونم.

(ن – گ خانم 24 ساله دیپلم رسپشن باشگاه ورزشی):

✓ در زمانی که داشتم از همسرم جدا می شدم، وضعیت روحی من خیلی خراب بود. مدام گریه میکردم. با مادر و پدرم هم اختلاف پیدا کرده بودم چون انها از تصمیم من برای طلاق بسیار ناراحت بودند و من را حتی مقصر می دانستند. در سرکارم به قدری حال بدی تجربه می کردم که یکی از همکاران مرا به اصرار به آقای دکتر معرفی کرد. من فقط این در خاطرم هست که بعد از ان جلسه احساس بهتری داشتم و به ادامه دادن مشاوره علاقه مند شدم. بعد از سه چهار جلسه دیگر گریه نمی کردم و بر احساساتم مسلط شده بودم و مطالعه برای کنکور را که مدت زیادی عقب انداخته بودم دوباره شروع کردم. جلسات من ادامه دارد و البته اواخر آنهاست. الان فکر میکنم شرکت در جلسه مشاوره بهترین تصمیم بود و از دوستم و آقای دکتر تشکر میکنم.

(گ – ح خانم 63 ساله لیسانس زبان انگلیسی خانه دار):

✓ بعد از شرکت در جلسات درمانی با اقای دکتر مصطفی کریمی بیشتر از قبل و شاید خیلی بیشتر با احساساتم آشنا شدم. به نظر نوعی تولد دوباره برای من بود. خشمی که سالها با خودم حمل می کردم و پس از این همه سال تازه آن را حس کردم. این مشاهده سرآغاز جدیدی برای من بود و به قول خود ایشان آنچه در جلسات رخ داد را خودم در زندگی ادامه میدهم.

(ن – ح 46 ساله خانم فوق لیسانس بانکداری بازنشسته بانک):

✓ دلیل مراجعه من به آقای دکتر کریمی، درگیری 30 ساله من با استرس شدید و حالات سایکوسوماتیک بود. قبل از شرکت در این جلسات شاید بیش از 20 روانپزشک را امتحان کرده بودم. تاثیر دارو معمولا خوب بود ولی مشکل من این بود که بعد از هر دروه مصرف، دوباره تدریجا مشکلم عود می کرد. این اواخر یک روانپزشک که سوالات زیادی از من در مورد زندگی من کرده بود به من توصیه کرد به یک روان شناس بالینی مراجعه کنم و در کنار دارو درمانی آن را امتحان کنم. خودم واقعا اعتقاد خاصی به گفتاردرمانی نداشتم ولی چون نظر این پزشک برایم مهم بود، امتحان کردم. شاید اینطور بهتر باشد توصیف کنم که بعد از دو جلسه پشیمان شدم که چرا تا به حال این روش را امتحان نکردم. بعد از پانزده جلسه الان می توانم حال خودم را بسیار بهتر توصیف کنم. الان که این گزارش را می نویسم فاصله جلساتم به هر دو هفته رسیده است و واقعا از این تصمیم راضی ام.

دکتر رزا شفیعی

خانم رزا شفیعی


ناشناس:

✓ روانشناسم خانم شفیعی هستند که من تجربه روانشناس های دیگه هم دارم ولی متاسفانه ناخوشایند و چه بسا ضربه زننده بودند. ایشون بر خلاف اینکه اهل اظهار و ادعا و مطرح کردن خودشون نیستید، بنظرم بشدت ماهرانه قدرت تشخیص در نقاطی که باید منو متوقف و همراهی کنند، دارند و من زمان های زیادی به دردهایی که همیشه ازشون فرار کردم روبرو میشم و عمق وجودم ازین مسیر لذت میبرم. چون بهم کمک زیادی تو رابطه هام کرده، به خصوص رابطه 27 ساله با همسرم، برای من معجزه بود.

ناشناس:

✓ خانم شفیعی درمانگر من هستن. به من کمک کردند تا از روزهایی که انگار در منجلاب حال بد بودم، بتونم بدون ضربه به خودم خارج بشم. منو وادار به دیدن و درک درد هام می کنند. چیزهایی که در حین درمان میبینم و مصادیقی که بهش برمیخورم منو متحیر میگنه که چطور من اینهمه زخم رو با خودم حمل وتحمل میکردم . حتی متوجهشون نبودک وفقط حالم بد میشد و بد بود. من عمیقا ازشون ممنونم و اشتیاقم هم در ادامه جلسات هم در جبران لطف ومحبت شون بیش از همیشه هست.

ناشناس:

✓ با اینکه در شروع جلسات بسیار ناامید بودم، چون هم روانشناس های مختلف رو امتحان کرده بودم و هم در بحران شکست عاطفی بودم، اما بعد از حدود 6 هفته من یک ادم دیگه ای شدم. ادمی که کتاب میخوندم، تعاملاتم رو شروع کردم. حتی به ادمی که به من ضربه زد با کمک جلسات مشاوره دکتر شفیعی، مواجه شدم و پولم رو که چند ماه من رو سر میدواند، ازش گرفتم. و فهمیدم خیلی از مسائلی که الان باهاش مواجه هستم و میشم و ضربه هایی که خوردم، بخاطر رابطه ام با خونوادم بوده. من از جلساتم واقعا راضی هستم، گرچه خیلی عمیق و دردناک هستند. اما اثرش رو دیدم و ایمان اوردم.

ناشناس:

✓ من 13 سال رابطه بدم رو با خانواده شوهرم حمل میکردم و این خشم رو به رابطه ام با شوهرم هم منتقل میکردم. بخاطر فاصله زمانی که با خانم شفیعی داشتیم و من ایران نیستم، نتونستم جلسات را ادامه بدم و فقط 12 جلسه تونستیم برگزار کنیم که هم از انعطاف پذیری شون بشدت ممنونم و هم از تجربه ای که از جلسات درمان داشتم. جالبه که خشم من به خانواده همسرم تو سه جلسه رفع شد. و البته رابطه من با همسرم هم ترمیم شد. میدونم هنوز هم مواردی دارم برای بررسی شدن، ولی بهترین و آرامش بخش ترین قسمت درمان با خانم شفیعی برای من این بود که باری که 13 سال حملش کردم تونستم بذارمش زمین. و الان خیلی اروم هستم، دیگه ازون عصبانیت و دعواهای همیشگی تو خونه ما خبری نیست. بقول خانم شفیعی که همیشه درمان به این سرعت برای همه جواب نمیده، ولی من از تجربه ای که داشتم عمیقا خوشحالم.

زهرا عابدی

خانم زهرا عابدی

مراجعه کننده:

✓من از وقتی در کلاس های خانم عابدی شرکت می کنم حس خوبی دارم، چون این جلسه ها باعث شده توانمند تر شوم و به خودم بیشتر اهمیت بدهم و من این کلاس ها را خیلی دوست دارم چون خانم عابدی بسیار شوخ است.

مراجعه کننده:

✓ خانم شفیعی درمانگر من هستن. به من کمک کردند تا از روزهایی که انگار در منجلاب حال بد بودم، بتونم بدون ضربه به خودم خارج بشم. منو وادار به دیدن و درک درد هام می کنند. چیزهایی که در حین درمان میبینم و مصادیقی که بهش برمیخورم منو متحیر میگنه که چطور من اینهمه زخم رو با خودم حمل وتحمل میکردم . حتی متوجهشون نبودک وفقط حالم بد میشد و بد بود. من عمیقا ازشون ممنونم و اشتیاقم هم در ادامه جلسات هم در جبران لطف ومحبت شون بیش از همیشه هست.

مراجعه کننده:

✓ممنون خانم عابدی از این جلسات، از موقعی که این جلسات را شرکت کردم روحیه ام تغییر کرده و شادتر شده ام، اضطرابم کم شده و اعتماد به نفسم زیاد شده و خلاصه شما باعث شدید بهتر شوم و خیلی از جلسات راضی هستم

جلساتی که با شما دارم خیلی خوب است، باعث شده اعتماد به نفسم بالا برود و همچنین قدرت نه گفتن را یاد بگیرم و هر جلسه برای دیدن شما مشتاقم، چون احساس خوبی دار و می توانم راحت حرف بزنم و نگران قضاوت نباشم.

مراجعه کننده:

✓بهترین مشاوری بودید که تا حالا دیدم، جلساتتون برام هر بار مفید تر از جلسات قبله. من دختری هستم که تو پول بزرگ شدم اما هیچ وقت پدر و مادرم من رو بغل نکردن شاید بهتره بگم به من توجه نکردن ولی شما واقعا رفتار خوبی با من دارید، احساس می کنم پیش شما دیده می شم. تازه فهمیدم چقدر زیبایی دارم. خودخواهی هام کمتر شده. خانم عابدی عاشقتم امیدوارم همیشه موفق باشی.

مراجعه کننده:

✓من در جلسات شما احساس صمیمیت می کنم، شاید به خاطر این است که مشکلات و مسائل خصوصی که حرف زدن از آنها سخت است را فقط با شما در میان گذاشتم. من قبل از جلسات شما تمرین هایی برای داشتن اعتماد به نفس انجام می دادم و اعتماد به نفسی خوبی داشتم، ولی قدرت نه گفتن را نداشتم و از اینکه خواسته ی کسی را رد کنم خجالت می کشیدم اما الان خیلی راحت تر نه می گویم و از موضاعت ناراحت کننده به راحتی حرف می زنم و این باعث شده نراحتی هایم را زودتر فراموش کنم و خیلی اذیت نشوم. اضطرابم در این جلسات کمتر شده است. ممنون بابت کمک هایی که کردید

مراجعه کننده:

✓ممنون خانم عابدی از این جلسات، از موقعی که این جلسات را شرکت کردم روحیه ام تغییر کرده و شادتر شده ام، اضطرابم کم شده و اعتماد به نفسم زیاد شده و خلاصه شما باعث شدید بهتر شوم و خیلی از جلسات راضی هستم

جلساتی که با شما دارم خیلی خوب است، باعث شده اعتماد به نفسم بالا برود و همچنین قدرت نه گفتن را یاد بگیرم و هر جلسه برای دیدن شما مشتاقم، چون احساس خوبی دار و می توانم راحت حرف بزنم و نگران قضاوت نباشم.

مراجعه کننده:

✓بهترین مشاوری بودید که تا حالا دیدم، جلساتتون برام هر بار مفید تر از جلسات قبله. من دختری هستم که تو پول بزرگ شدم اما هیچ وقت پدر و مادرم من رو بغل نکردن شاید بهتره بگم به من توجه نکردن ولی شما واقعا رفتار خوبی با من دارید، احساس می کنم پیش شما دیده می شم. تازه فهمیدم چقدر زیبایی دارم. خودخواهی هام کمتر شده. خانم عابدی عاشقتم امیدوارم همیشه موفق باشی.

فاطمه شاهین فر

دکتر فاطمه شاهین فر

مراجعه کننده:

✓از وقتی جلساتم را با خانم دکتر شاهین فر شروع کردم به خودم خیلی آگاه شدم. تعجب می کنم که آدم ها چرا روان درمانی نمی روند. من به همه نزدیکانم می گویم چقدر روان درمانی تاثیرگذار است. از وقتی روان درمانی می روم خودبه خود می بینم که چقدر راحت تر هستم، چقدر پشتکارم بیشتر شده، چقدر انگیزه بیشتری برای کارهایم دارم.

مراجعه کننده:

✓خانم شاهین فر همیشه خیلی خوب و بدون قضاوت به مشکلات من گوش می دهند. خیلی با ایشان احساس راحتی دارم. صدایشان بسیار آرامبخش است. خیلی دوستشان دارم.

مراجعه کننده:

✓من از جلسات روان درمانی ام با خانم دکتر شاهین فر خیلی راضی هستم. قبل از آن خیلی مشاوران دیگر را امتحان کردم ولی با هیچ کدام انقدر احساس خوب نداشتم. با خانم دکتر بود که خیلی تغییر کردم درحدی که اطرافیانم متوجه شدند که چقدر رشد کردم و وقتی فهمیدند آنها هم علاقمند شدند که روان درمانی را شروع کنند.

مراجعه کننده:

✓ دقت ایشان در شنیدن مشکلات و واقعتهای زندگیم ستودنی است و از طرفی ارائه راه حلها و راهکارهای اشان باعث گره گشایی در رفتارم شد. بسیار ممنونم

مراجعه کننده:

✓از خانم دکتر بخاطر مشاوره خوب و صمیمی و مفیدشون تشکر میکنم. گفتگو با ایشون باعث ارامش و تسکین منه. امیدوارم بتونم بازم از صحبتهایتان استفاده کنم. واقعا کمکم کردید.

بهناز جودی فر

دکتر بهناز جودی فر

خانم س ۳۸ ساله از تهران:

✓اولین بار که خانم دکتر رو دیدم، حال خوبی نداشتم، دنیام پر از دلشوره و اضطراب بود، درونم پر از حرفای نگفته بود، مشاوره های زیادی رفته بودم ولی نتونستم باهاشون ارتباط برقرار کنم،بعد از اولین تماس تصویری که با خانم دکتر داشتم، یه نقطه ی امیدی توو دلم روشن شد، حس میکردم یه بار سنگینی از روی دوشم برداشته شده، حس میکردم میتونم بهش تکیه کنم و تمام حرفای نگفته م رو بهش بگم یه صدایی درونم بهم میگفت وجود اون میتونه مرهمی باشه برای تمام رنج هایی که سالهاست داره رو شونه هات سنگینی میکنه یادمه شبش که خوابیدم بی اختیار و بلند بلند توو خواب میخندیدم الان یکسال و نیمه که با خانم دکتر در ارتباطم با کمک ایشون تونستم ریشه ی مشکلاتم رو پیدا کنم، و نسبت به تمام الگوهای رفتاری ام که یک عمر در ناخودآگاهم شکل گرفته بود و مشکلاتی رو برام ایجاد کرده بود، تونستم آگاهی پیدا کنم حتی مشکلاتی که با اعضای خانواده ام داشتم حل شد، و من تونستم ارتباط بهتری باهاشون برقرار کنم تونستم در هر شرایطی علت رفتار و گفتارشون رو درک کنم و اینطوری ارتباط موثر و خوبی رو باهاشون تجربه کنم،خیالم راحته که هروقت مشکلی یا دغدغه ای در زندگیم پیش بیاد، کسی هست که با آرامش با تمام وجودش و بدون کوچکترین قضاوتی به حرفام گوش میده و رفته رفته بهم کمک میکنه تا از پستی و بلندی های مختلف زندگیم با آگاهی و بینش درست، عبور کنم

خانم مهسا ۳۴ ساله از ونکوور کانادا:

مهسا هستم از شهر ونکوور کانادا، من تقریبا یک سال هست که با بهناز جون درمانم رو شروع کردم و هر جلسه یک ساعت تا یک ساعت و نیم جلسه داریم. ایشون بسیار بسیار دلسوزو بسیار بسیار باسودو کار درست و کاربلد هستن. من خیلی راضی‌ام و بعد از چند ماه تغییرات بسیار زیادی رو در خودم احساس کردم و پیدا کردم و هر دفعه بیصبرانه منتظر جلسه بعدی هستم.

خانم ک ۳۶ ساله از تهران:

✓اگر بخوام بطور کلی از دکتر جودی فر صحبت کنم ،میتونم بگم که ایشون طی دوره ۸-۹ ماهی که باهاشون مشاوره انجام میدم من رو با ابعادی از وجود خودم آشنا کردند که آگاهی نسبت به اون نداشتم و به قول خودشون به بینشی از خودم رسیدم که در ناخودآگاهم بوده و قدرت درک و تحلیل بیشتری از خودم و اطرافیانم پیدا کردم . من تا قبل از این فکر میکردم که مشاورها چیکار میکنن!؟ اونا که فقط حرف ما ها رو گوش میدن و کاری ازشون بر نمیاد ، ولی به جرات میتونم بگم که اصلا فکر نمیکردم تا این حد در منش و رفتارم تاثیر گذار باشه جلسات مشاوره ام البته از نظر خودم.

:خانم م ۳۰ ساله از کانادا

Dr. Joudifar is the first psychologist that I’ve felt that actually cares about her job and her patients. She is absolutely knowledgeable, understanding, and sincere

Dr. Joudifar is an attentive listener and insightful person that I can easily talk about my concerns without having fear of being judged

She helped me navigate many life changes

آقای پ ۲۷ ساله از ونکوور:

✓خانم دکتر جودی فر خیلی آدم دلسوز ومتعهد هستن. و زمانهایی که احتیاج داشتم بین جلسات هم جلسه گذاشتن. نقش فعال و اکتیو رو در جلسات ایفا کردند و همینطور خیلی با خوشرویی و انرژی مثبت همیشه در جلسات حضور داشتند. ایشو فردی هستند که همیشه آگاهی و علم خودشون رو افزایش میدن و به همین خاطر میتونید مطمئن باشید که همیشه آگاهی و علم روز رو به شما ارائه میدن و با اطمینان خاطر میتونید جلساتتون رو با ایشون شروع کنید.

محسن محمد پور

دکتر محسن محمدپور

مراجعه کننده:

✓بخاطر حالاتی که داشتم خیلی اذیت میشدم، از سوم دبستان عضو سازمان اطلاعات بودم و بخاطر همین تو فعالیت های اجتماعی شرکت نداشتم و دایره افرادی که بهشون اطمینان دارم کم بود. سال سوم دانشگاه از این سازمان خارج شدم و متوجه شدم خیلی چیزهارو از دست دادم مخصوصا تو حیطه ارتباط، توی جمع نمیتونم شرکت کنم و لکنت زبان میگیرم و زبونم قفل میشه . یک گروه درمانی شرکت کردم ولی اونجا هم راحت نبودم و اصلا برای من سودی نداشت، تصمیم گرفتم مشاوره فردی رو امتحان کنم و به آقای دکتر مراجعه کردم، جلسات اول اجازه داده شد که بیشتر من صحبت کنم و حیطه هایی که اذیت کننده هست رو با دکتر در میان بذارم، این جلسات فردی نسبت به جلسات گروه درمانی از نظر من بهتر بود، چون فشار مشاهده شدن توسط یک عالمه چشم که منو زیر نظر داشتن رو حس نمیکردم، راحت با آقای دکتر تونستم ارتباط بگیرم، جلسات بعدی یک توضیحاتی درباره حالاتم داده شد و بعد از اون آقای دکتر شروع به توضیح تاثیر فکرامون روی رفتارمون کردن، تونستم بفهمم فکر چقدر میتونه روی رفتار ما تاثیرگذار باشه ولی مشکل من پیدا کردن فکرام بود، مثل موقعی که زبونم قفل میشه ، فکرم هم انگار قفل میشد و دسترسی بهش نداشتم، و این باعث میشد نتونم برگه هایی که بهم داده میشد رو پر کنم. چیزیکه برام خیلی ارزشمند بود وقتی بود که آقای دکتر برام میذاشتن و با حوصله بررسی میکردن که فکر رو باهم توی جلسه پیدا کنیم، بعد دو یا سه جلسه کاملا تونستم یاد بگیرم که چطوری فکرای مرتبط با حسم رو پیدا کنم و بعد اون شروع کردیم به بررسی فکرها، مثلا یک جلسه روی این گذاشتیم که یک موقعیت که منو خیلی اذیت میکرد بررسی کنیم، موقعیت آزار دهنده ارائه در جمع بود و آقای دکتر ازم خواستن شواهدی رو بگم که تایید میکنه من ارائه خوبی نداشتم و شرکت کننده ها منو مسخره میکنن و بعد اون شواهد مخالف رو بگم، بعد این جلسه یاد گرفتم که چطور برای فکرام شواهد پیدا کنم و ببینم آیا درست هستن یا نه و اینو برای خیلی از موقعیت ها به توصیه آقای دکتر انجام دادم. با ادامه پیدا کردن جلسات انگار پر رنگ بودن این فکرام کمتر میشد ، حدود ۱۲ جلسه با هم داشتیم و تا الان این شیوه های بررسی افکارم رو توی موقعیت های مختلف به کار میبرم. بخاطر شرایط تحصیلیم نتونستم بقیه جلسات رو ادامه بدم و دنبال فرصت دوباره هستم که باز ادامه درمان رو شروع کنم .

مریم مبشر

مریم مبشر

 

مراجعه کننده:

✓ دورو بره 3 ماه پیش من تو اولین تجربه ی کاریم داخل محل کارم  به مشکل بر خورده بودم، همه بهم میگفتن مقصر تویی و زودرنج  شدی و باید انعطاف پذیر باشی و برای خودشون نتیجه گیری کردن که من به روانشناس احتیاج دارم و برام وقت گرفتن، اول خیلی از دستشون ناراحت شدم که به جای درک کردنم و صحبت کردن باهام بهم ایراد چسبوندن… اما حالا ازشون ممنونم چون تغییراتی که تو خودم میبینم بیشمارن…

اگر بخوام کوتاه شدشو بگم :اگر در ماه 20 روزشو بدون هیچ حس خاصی 5 روزشو خیلی ناراحت 4 روزشو عصبی و 1 روزشو عادی میگذروندم، حالا همشون خیلی کمتر شدن و صبح ها به یه امیدی بیدار میشم حتی اگر روز قبل رو خوب نمیگذرونم.

وسواسم با قرصی که خانم مبشر پیشنهاد داد بهتر شده و اضطرابم اومده پایین و کمتر پیش میاد تو حرف زدن دوره ناخنامو بکنم، البته میتونم بگم بهترین و مؤثر ترین قسمتش این بوده که دیگه میتونم خیلی مودبانه از حق خودم دفاع کنم.

استارت کارمون با صحبت بود و شناخت پیدا کردن، با گذشت زمان خانم مبشر  جدول ها یا در واقع تکالیفی بهم میدادن که انجامشون بدم مثل مودترکر…. وهرچه میگذشت بیشتر متوجه میشدن هر اتفاقی که برام افتاده تو کدوم قسمت زندگیم تاثیر گذاشته و با هم به دنبال اصلاح کردنش میرفتیم

بنظرم ایشون تو کارشون خیلی خونگرم و  صبور هستن   و همیشه  توضیحاتی درباره ی هر قسمت از درمان و دلیلش میدن و البته هرچی ام که بشه قضاوتت نمیکنن 

مراجعه کننده:

متاسفانه پسرم که چهار سالش است بدلیل سه تغییر بزرگ همزمانی که در زندگیش افتاد، دچار تکرر ادرار شد. تغییراتی مثل جابجایی، تعویض مهد کودکش و …

و من فکر می کردم که با گذشت زمان به این تغییرات عادت می کنه و حالش خوب میشه. با اینحال خیلی دلشوره داشتم و می خواستم حتما با یک روانشناس متخصص کودک صحبت کنم.

که خداروشکر کلینیک خانم مبشر عزیز رو بهم معرفی کردن، و متوجه شدم که اصلا فرستادن به مهد کودک جدید برای پسرم فعلا سم هست. سر همین به ایشون اطمینان کردم و با جدیت تمام کارم رو کنار گذاشتم تا پسرم در خونه پیش خودم باشد و از لحاظ روحی حالش خوب بشه.

خداروشکر بعد از گذشت یک هفته مشکل تکرر ادرار پسرم حل شد.

من از خانم مبشر عزیز سپاسگزارم و بعد از این آشنایی باعث شد تصمیم بگیرم که بعد از این هم با ایشون در تماس باشم که هر تصمیمی اگر برای بچه هام میگیرم با مشورت ایشون انجام بدم.

انشالله همیشه شاد باشین و سلامت

مراجعه کننده:

سلام و خسته نباشید من دو تا پسر دوقلو دارم که اضطراب جدایی و پرخاشگری دارن الان ۱۰ سالشونه و تا الان پیش چندین مشاور رفتن و دارو درمانی هم میشن ولی با هیچ کدوم از مشاوره ها نتونستن ارتباط بر قرار کنن و اصلا دوست نداشتن که بریم تا با خانم مبشر عزیز آشنا شدیم خیلی خیلی ارتباط خوبی دارن با خانم مبشر و اولین مشاوری بودن که بچه ها باهاشون به راحتی ارتباط گرفتن و وقتی پیش ایشون میریم و بر میگردیم واقعا حالشون خوبه اضطرابشون خیلی کم شده و بچه هایی که واقعا نمیتونستن از من جدا بشن با کمک خانم مبشر تا ۱ساعت و نیم تو خونه تنها موندن و واقعا ممنونم از خانم مبشر به خاطره اخلاق خوب و آرامشی که دارن و این آرامش رو بچه ها واقعا میفهمن البته اینم باید بگم که من خودم خیلی خیلی حالم خوب میشه وقتی میریم پیش خانم مبشر و واقعا با حرف زدن باهاشون آرامش میگیرم به غیر از بچه ها به من هم خیلی کمک کردن و من واقعا ازشون خیلی خیلی متشکرم .🙏❤️

راستی اینم باید مینوشتم که الان فقط چند ماهه که ما مشاور درمانی رو شروع کردیم و انقدر نتیجه مثبت داشته مطمئنم که با گذشت زمان خیلی خیلی بهتر هم میشه و خوشحالم که به شخص دیگه ای به غیر از من اطمینان دارن و در کنارشون احساس آرامش دارن .🙏🌹

منیره حسینی

منیره حسینی

 

آقای د. 24 ساله از اهواز:

✓ من مدت ها بود که توو ارتباطی بودم که طرف مقابلم بارها و بارها منو ترک می کرد و دوباره به رابطه برمی گشت و منم هیچ کاری نمی تونستم انجام بدم. حتی وقتی اعتراض می کردم دعوا می کرد ولی جالب این بود که منم از رابطه بیرون نمی اومدم. 6 ماه پیش با خانم حسینی اولین جلسه رو به شکل تلفنی تنطیم کردم. بعد از اینکه تلفنو قطع کردم همش از خودم می پرسیدم یعنی من واقعا اون قدر اعتماد به نفس دارم که بتونم مساله ی رابطمو برطرف کنم؟ و الان بعد این 6 ماه با کمک خانم حسینی تونستم خودمو یه بار دیگه معنا کنم، خودمو بهتر بشناسم و حتی تلاش کنم رابطمو جوری پیش ببرم که بهم آسیب نزنه. می دونم هنوز هم برای حال خودم نیاز به تغییر دارم ولی به راهکارهای جلسات درمانم واقعا امیدوارم.

زوج خانم ح و آقای س ، 17 سال زندگی مشترک از تهران:

من و همسرم با وجود دو تا دخترمون به معنای واقعی این اواخر هر روز دعوا داشتیم. تا حدی که من قهر کردم و رفتم خونه ی پدرم و دادخواست طلاق دادم ولی خیلی اتفاقی یکی از دوستانم پوستری رو برام فرستاد که از زوجینی که می خواستن طلاق بپیرن درخواست شده بود بیان و رایگان درمان بشن. من و همسرم با کلی خشم و عصبانیت رفتیم. جلسه ی اول خانم حسینی جوری با ما حرف زدن که دیگه ما هیچ جوره تقصیرو گردن اون یکی ننداختیم. از همین جا درمان ما شروع شد و واقعا در کمال ناباوری بعد 8 جلسه ما می تونستیم به راحی با هم حرف بزنیم، تمرینای خانم دکترو انجام بدیم و احتی بچه هامونم حالشون بهتر شده بود. ما 4 نفر واقعا حال خوب زندگیمونو از کمکای خانم دکتر داریم.

خانم ن، 26 ساله از تهران:

روزی که برای اولین بار رفتم کلینیک پیش خانم حسینی، یادمه چشمام مدام پره اشک میشد و بهشون می گفتم حس می کنم افسردگی گرفتم و هرکار می کنم اون ادم سابق نیستم. دیکه توو کارم خلاقیت ندارم از همه عقبم. و هنوز یادم نمیره که خانم حسینی اولین نفری بود که منو همینجوری که هستم پذیرفت و کمکم کرد به مرور بفهمم چیا داره منو غمگین میکنه. ایشون کمکم کردن با خودم مواجه بشم، خودم و نوع ارتباطاتمو ببینم. هنوز هم که جلساتمون با هم ادامه داره، من راحت می تونم بیام توو جلسه و هر چی که تجربه کردمو مطرح کنم بدون اینکه قضاوت بشم. علاوه بر این همکارام، دوستام، خانوادم و حتی پارتنرم بهم انتقال میدن که متوجه تغییرات من هستن و این خیلی خوشاینده.

زوج خانم ع و آقای م، یک سال زندگی مشترک از کاشان:

من و همسرم یه سال بود عقد کرده بودیم و یه سالم بود توو خونه ی خودمون بودیم. من به شدت از دخول از همون روزای اول می ترسیدم و خودمو سفت می کردم و از اون طرفم همسرم کلافه میشد و نعوظشو از دست می داد. من دکتر زنان رفتم، جراحی بکارت انجام دادم، قرص آرامبخش خوردم ولی هیچ جوره حالم خوب نمیشد و همسرمم به شدت ناراحت من و رابطمون بود. تا اینکه یکی از اقوام خانم حسینی رو معرفی کرئن.

واقعیت وقتی اولین بار تماس تصویری گرفتیم خیلی ناامید بودم. فکر نمی کردم خوب بشیم ولی با تمرینا و راهنمایی های خانم دکتر ما خیلی زودتر از چیزی که فکر می کردیم نتیجه گرفتیم. الانم با اینکه چند ماه از درمانمون گذشته کماکان همه چی مرتبه و حتی با مشاوره های خانم دکتر مشکل نعوظ همسرمم برطرف شد.

ژیلا سعیدی

ژیلا سعیدی

 

مراجعه کننده:

✓ با سلام ،من ۴۸ سال سن دارم و مادر یک پسر ۱۸ ساله هستم.سه سال پیش که پسرم ۱۶ سال داشت متوجه شدم که با یک دختر خانمی که از خودش ۲ سال بزرگتر بود رابطه عاشقانه و دوستی برقرار کرده بود. دختر خانم‌ ساکن یک شهر دیگه‌ای بود که ۳ ساعت با شهر ما فاصله داشت.پسرم به شدت افت تحصیلی پیدا کرده بود و قصد ترک تحصیل و شاغل شدن رو داشت و از طرف دیگه برای نقل مکان کردن به شهری که اون خانم در اون ساکن بود به شدت پافشاری می‌کرد.این مسایل در خانواده ما مشکلات بسیار زیادی رو ایجاد کرده بود و به بن‌بست رسیده بودیم.
بعد از آشنایی با خانم سعیدی و مشاوره‌های چند ماهه با پسرم و من و همسرم ،مشکلات ما تعدیل شد و پسرم مدیریت هیجاناتش رو تا حدود زیادی به دست گرفت و روابط درهم و آشفته اعضای خانواده سر و سامان گرفت.
از کمک‌های خانم سعیدی بسیار سپاسگزارم و آرامشی که به خانواده برگشت رو مدیون ایشون می‌بینم.

مراجعه کننده:

✓ با سلام .من یک خانم ۳۳ ساله هستم ساکن شهر تهران،که دو پسر دوقلوی ۷ ساله دارم.سال گذشته از همسرم جدا شدم و به واسطه این جدایی دوقلوهای من به شدت پرخاشگر،غیر قابل کنترل،لجباز شده بودند و زمانهای ملاقاتی که با من داشتند بسیار پرتنش و آزار دهنده و غیر قابل تحمل برای بچه‌ها و من شده بود و زمانهایی که پیش پدر می‌رفتند تحمل دوری سخت میشد و اختلاف سلیقه من و همسرم در مورد مسائل تربیتی کاملا بچه‌ها رو غیر قابل کنترل کرده بود.
نه من و نه بچه ها و نه همسر سابقم نتونسته بودیم با شرایط جدایی کنار بیاییم .
توی این شرایط سخت با خانم سعیدی آشنا شدم و یک دوره چند ماهه رو با خانم سعیدی مشاوره گرفتیم و شرایط کاملا تغییر کرد و اوضاع رو به بهبود رفت.با اینکه جدایی شرایط رو سخت کرده بود اما تونستیم با راهنماییهای خانم سعیدی تربیت بچه ها ،شرایط دوری و مسائل تربیتی رو مدیریت کنیم.دوست داشتم از ایشون تشکر کنم.موفق باشید

مراجعه کننده:

✓ با سلام .من بهروز هستم ۴۵ سال دارم.ساکن شهر البرز هستم. یک دختر ۹ ساله دارم.از سال گذشته که همسرم مبتلا به سرطان شد و پزشک‌ها از درمان قطعی اون ناامید شدند شرایط روحی خیلی بدی داشتم هم خودم ،همسرم و دخترم.مطرح کردن این موضوع برای دخترم بزرگترین چالش زندگیم بعد از بیماری همسرم بود.
با مشاوره‌های مفید و ارزشمندی که از خانم سعیدی دریافت کردیم در طی ۶ ماه گذشته پذیرش و کنترل زیادی بر هیجانها و احساسات خودمون پیدا کردیم و مهمترین مساله دخترم بود که این شرایط بحرانی رو بتونه با پذیرش و آرامش بیشتری طی بکنه.
از زحمات خانم سعیدی کمال تشکر رو دارم که تو سخت‌ترین شرایط ،پذیرش این روزهای سخت رو برای دخترم هموار کرد و مشکلات اضطرابی زیادی که همراه با بی‌قراری‌های مکرر دخترم بود تا حدود زیادی تسکین داد.با تشکر

نازنین کریمی

نازنین کریمی

 

آقای محمدی 52 ساله از تهران:

✓ از انجایی که من استاد دانشگاه هستم و همه فکر می کردند که در بین دوستان و فامیل موفق ترین ازدواج را داشتیم ولی زندگی مشترک ما واقعا به این خوبی نبود که آنها فکر می کردند به نظر من بزرگترین مشکل زندگی مشترک ما این بود که روابط و زندگیمان بسیار خسته کننده و یکنواخت شده بود. مسیر زندگی ما شبیه نوار قلب یک بیمار فوت شده می ماند خطی صاف که نه بالا می رفت و نه پائین می آمد. بعد ازچند جلسه صحبت با خانم کریمی فهمیدم اصلی ترین مشکل زندگی ما این است که نمی دانیم چطور باید بدون بروز رفتارهای سمی مثل سرزنش ؛ مقایسه ، تحقیر ، توهین ، نصیحت با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم . تدریجا مشکلات ما به وسیله ایشان ریشه یابی شد و اکنون که دو سال از آشنایی من با ایشان می گذرد رفتارهای سمی که قبلا خیلی به کار می بردم بسیار کمتر و گاها به صفر رسیده . همچنان هر وقت مشکلی در زندگی من پیش می آید با ایشان در ارتباط هستم و از راهنمایی های کاربردی و اصولی ایشان استفاده می کنم.

پانته آ 32 ساله از ترکیه:

من دختری بودم که در طی روز احساس خستگی و فرسودگی می کردم آنقدر آشفته بودم که نمی توانستم آرام بگیرم هدف خاصی در زندگی نداشتم از وقتی که با خانم کریمی در ارتباطم با خودم و ویژگیهای شخصیتی ام و همچنین لایه های درونی ام بیشتر آشنا شدم و تصمیم گرفتم که به انرژی مضاعفی که در درونم وجود دارد جهت بدهم  و به دنبال هدف های منطقی و دست یافتنی باشم . سطح اضطرابم کاهش یافته و با تمرکز به سمت جلو پیش می روم و خیلی خوشحالم که کسی در کنارم هست تا موقع بروز مشکل آرامم کند.

ساناز 37 ساله از تهران:

مدت زیادی با همسرم دچار درگیری و مشاجره بودیم هر کدام قصد کنترل دیگری را داشتیم روزها می گذشت و هر روز بیشتر پی می بردیم که جدا از یکدیگر آرامش بیشتری داریم از وقتی که با خانم کریمی صحبت می کنم فهمیدم که همانطور با همسرم باید رفتار کنم که دوست دارم او با من رفتار کند در نتیجه سعی کردم عادتهای مخربی که داشتم را تدریجا اصلاح کنم و همینطور فهمیدم که من فقط از پس کنترل یا تغییر خودم بر می آیم نه همسرم و این مطلب خیلی در بهبود زندگی مشترکمان تاثیر داشت و هر موقع موضوعی بین من و همسرم پیش می آید بدون تخریب همدیگر راجع به آن صحبت می کنیم.

سام 29 ساله از اصفهان:

قبل از مشاوره مدام برای ارتباط گرفتن با جنس مخالف مشکل داشتم صدایم می لرزید و تمام بدنم خیس عرق می شد و صورتم قرمز می شد این وضعیت را اصلا دوست نداشتم و همین هم باعث کاهش اعتماد به نفسم شده بود . بعد از صحبت با خانم کریمی این مشکل در من ریشه یابی شد و با راهکارهایی که ایشان دادند توانستم قدرت و مهارت را در خودم بالا ببرم و الان به راحتی در جمع دوستان چه همجنس چه غیر همجنس به راحتی صحبت می کنم

بهاره 23 ساله از تهران:

قبل از اینکه با خانم کریمی صحبت کنم از همه کس و همه چیز خسته شده بودم ، شوهرم که به او اعتماد زیادی داشتم به من خیانت کرده بود از طرفی هم کسی را نداشتم که از من حمایت کند به فکر خودکشی افتاده بودم ولی فرصت آخری که به خودم داده بودم این بود که با کسی صحبت کنم با مرکز مشاوره تماس گرفتم و آنجا بود که با خانم کریمی  آشنا شدم و بعد از صحبت با ایشان خیلی آرام شدم. تصمیم گرفتم تغییراتی را در خودم ایجاد کنم و به جای تکیه به دیگران به خودم تکیه کنم و خودم را باور داشته باشم. الان شرایطم خیلی فرق کرده و با آگاهی و اعتماد به نفس بیشتری به سمت جلو پیش می روم.

به بالای صفحه بردن